• شعری تقدیم به شهید حججی

    🌹بسم رب الشهدا و صدیقین🌹 تقدیم به شهید مدافع‌حرم شهید محسن حججی با ذکر صلوات🌷 لحظه لحظه اسارت و ‌غربت بی گمان روضه ای مصور بود دود و آتش و غارت خیمه جنگ‌آخر که بر سر٫ سر‌ بود🌹 کینه در چشم خنجری در دست او که دستار سرخ بر سر داشت و در آن دم فقط خدا داند چه‌خیالی پلید در سر داشت🌹 مثل ارباب روز عاشوراست حنجری که رگش ورم کرده است این مرام جمیع عشاق است ارض ارباب بی کفن برده است🌹 چون که تکفیر در شکست افتاد بهر آنان زمان خریده شده است تا که احیا کنند آنان را پهلویی یا سری بریده شده است 🌹 یک دو روزی اسیر بودی تا رأس پاکت جدای از تن شد سلفی٫ با سر جدای تو بی شک این افتخار دشمن شد🌹 چه بگویم‌ به کودکت محسن چون که فردا ز رفتنت پرسد از محل عروج و دفنت از رأس ببریده از تنت پرسد🌹 صد مدافع مثال بابایش قطعه قطعه شدند و می پاشند امنیت ارمغان آنان تا جمع سلفی بگیر خوش باشند🌹 هرچه‌ از رفتن تو می گذرد بیش از اینها درحال تکثیری همتی ، کاظمی و صیادی تو شهیدی و تو نمی میری 🌹🌹🌹🌹🌹🌹 شادی روح امام و #شهدا و خاصه شهدای مدافع حرم تکسین دل خانواده های داغ دیده شان صلوات شعری که یکی از مخاطبان سایت برای #شهیدحججی سرود محمد حسین چراغی

    «مطالعه بیشتر»
  • همزمان در دو جبهه در حال جنگیم/ خطر تکفیری‌ وحشی منطقه را تهدید می‌کند

    دبیرکل حزب‌الله لبنان گفت: داعش از شهری به شهر دیگری منتقل می شود و تحت نظارت آمریکا از سوریه به عراق می رود و کسانی که به آمریکا متکی هستند نه تنها نمی توانند موصل را باز پس بگیرند، بلکه الرمادی را هم از دست می‌دهند.

    «مطالعه بیشتر»
  • نظامیان ارتش سوریه چگونه از محاصره بیرون آمدند/ تقدیر بشار اسد از پایداری رزمندگان بیمارستان/ شهدایی که با عملیات استشهادی جان محاصره شدگان را نجات دادند

    تروریست‌ها که از شدت بمبارانهای هوایی گیج و مبهوت بودند، تا به خود آیند، اکثریت نظامیان محاصره شده مسیر ۶۰۰ متری میان محوطه بیرونی تا باغهای انبوه زیتون در جنوب شرق بیمارستان را به سرعت طی کرده بودند.

    «مطالعه بیشتر»
  • نخستین سروده تقدیمی برای فرمانده شهید افغانستانی تیپ فاطمیون

    خبرگزاری تسنیم: وقایع اخیر و قصد تروریست‌های داعش تکفیری برای حمله به ساحت مقدس شهرهای زیارتی امامان معصوم(ع) بهانه‌ای برای شاعران دغدغه‌مند انقلاب شده است تا اشعاری در این زمینه را در تاریخ ثبت کنند.

    «مطالعه بیشتر»
  • شهیدکانادایی مدافع حرم حضرت زینب (س)

    «حمزه علی یاسین» در تاریخ هفتم بهمن ماه سال ۱۳۷۲ (۲۷ ژانویه ۱۹۹۴) در خانواده‌ای لبنانی الاصل در شهر “مونترآل” کانادا چشم به جهان گشود. وی پس از آن‌که حرم‌ها و اماکن مقدس شیعی در کشور سوریه مورد تهدید گروه‌های تروریستی ـ تکفیری قرار گرفت؛ به عنوان مدافع حرم عازم این کشور شد. این جوان کانادایی لبنانی الاصل سرانجام در روز جمعه سوم مرداد ۱۳۹۳ (۲۵ جولای ۲۰۱۴) به مقام رفیع شهادت نایل آمد. شادی روحشون صلوات    

    «مطالعه بیشتر»
  • دانلود مستند معلم

    مستند «معلم» روایت تیپ فاطمیون رزمندگان شیعه افغانی در سوریه و شهید علیرضا توسلی         مستند «معلم» روایت گردان رزمندگان شیعه افغانی در سوریه + تصاویر دیده نشده از فرمانده تیپ فاطمیون، شهید علیرضا توسلی پیکر فرمانده بازگشت. فرمانده سرزمین نداشت، اما “آرمان” داشت و حالا این فاطمیه را کنار «مادر» است.بدن بدون سرش آرام می‌گیرد. خبرگزاری تسنیم: می‌گفت: بروید خبرگزاری افغانستان بزنید، کل صفحه‌تان را کردید «افغانی‌ها»، می‌خندید و می‌گفت، در دلش چیزی نبود. گردش روزگار چند ماه پیش به سوریه بردش. دمشق. زینبیه و حالا که برگشته بود چیزهای دیگری می‌گفت. دیگر نمی‌خندید، گریه می‌کرد و می‌گفت: حرم «خانم» را «افغانی‌ها» نگه داشته‌اند. بنازم به غیرتشون. چرا چیزی نمی‌گید شماها؟ *** مستندساز بود،رفته بود سوریه و برگشته بود، چند تا فیلم هم ساخته بود.تعریف می‌کرد و می‌گفت ماجرای روضه‌خوانی بچه های مدافع حرم خودش یک روضه است. می‌گفت آنجا کسی نمی‌تواند برای بچه‌های افغانستانی روضه بخواند. طاقت ندارند… جمله دوم که شروع نشده داغ می‌شوند، طاقت نمی‌آورند، فریاد می‌زنند و کسی جلودارشان نیست. روضه‌خوان‌ها خودشان از بچه‌های رزمنده‌اند، اما حالا دیگر یاد گرفته‌اند، هر جا بچه‌های افغانستانی باشند، یا شروع نمی‌کنند یا سریع می‌گویند و رد می‌شوند. دلشان آرام نمی‌گیرد. *** پسرش را داده بود. در سوریه. با افتخار می‌گفت: «مدافع حرم» بوده، حرم خواهر و دردانه حسین(ع). می‌گفت: صدها هزار علی‌اکبر من فدای حرم «خانم». ایستاده بود.چنان ایستاده بود که کسی نمی‌توانست نزدیکش شود.می‌گفت به دخترانم، به خواهرانش گفتم مبادا گریه کنید.به یاد آن روز و آن «آقا»یی که جان همه عالم فدای او. ** می‌گفت: زندگی‌مان را می‌کردیم، سرِ زمین بیل می‌زدیم، شوروی که آمد مملکت‌مان را گرفت بلند شدیم.یک تکه نان به پر لباس افغانی می‌بستیم و یک هفته می‌رفتیم تو کوه و کمر با روس‌ها می‌جنگیدیم، روس‌ها را بیرون کرده و نکرده خبر آمد که ایران جنگ شده، عراق حمله کرده

    «مطالعه بیشتر»
  • فیلم: اهتزار پرچم یا ابالفضل توسط شهید بیضایی در حلب

    شهید بیضایی چند ساعت قبل از شهادت پرچم یا ابالفضل را بر روی گنبدی در شهر حلب به اهتزاز در آورد.  

    «مطالعه بیشتر»
  • حس کردم باید وزارت را رها کنم و به جنگ با داعش بروم/ اهل سنت هم می خواهند به عملیات آزادسازی ادامه دهیم/ فتوای آیت الله سیستانی و اعتقاد به امام خامنه ای، بسیجیان عراق را در میدان نگهداشته است

    هنوز دو روز از این خواب نگذشته بود، سردار نقدی که آن موقع با نام مستعار «شمس» شناخته می‌شد زنگ زد و گفت خود را سریع به کرمانشاه برسانید چون دشمن وارد قصرشیرین و گیلانغرب شده و به سمت کرمانشاه درحال حرکت است. خوابم را به آقای نقدی تعریف کردم و گفتم می‌ترسم خوابم تعبیر شود و واقعاً کرمانشاه سقوط کند. ولی سردار نقدی جدی نگرفت و گفت: تمام کشورهای عربی هم جمع شوند، نمی‌توانند کرمانشاه را بگیرند.

    «مطالعه بیشتر»
  • روایت همسر فرمانده فاطمیون از «ابوحامد»

    روایت شده است که پس از ولادت زینب (س)، حضرت حسین (ع) که در آن هنگام کودک چهار ساله بود، به محضر رسول خدا (ص) آمد و عرض کرد: خداوند به من خواهرى عطا کرده است. پیامبر(ص ) با شنیدن این سخن، منقلب و اندوهگین شد و اشک از دیده فرو ریخت. حسین (ع) پرسید: براى چه اندوهگین و گریان شدى؟ پیامبر(ص) فرمود: اى نور چشمم، راز آن به زودى برایت آشکار شود. پس در روایت آمده است که هنگامی که از حضرت سجاد(ع) پرسیدند که سخت‌ترین مرحله این سفر در کجا بود? امام سه مرتبه فرمودند : الشام ، الشام ، الشام. ** سال‌های سال بعد، فرزندی از نسل حسین(ع) وارد سرزمین دیگری به نام خراسان شد. چون به خراسان رسید، دسته دسته مردم به استقبال او آمدند، او را گرامی داشتند و گلبارانش کردند. ‌در پی عزیمت اجباری حضرت رضا (ع) از مدینه به خراسان, خواهرش حضرت معصومه(س) تاب دوری نیاورد و برای آگاهی از حال برادر سختی سفر را به جان خرید و به قصد خراسان راهی ایران شد. از چگونگی این سفر و همراهان وی اطلاع دقیقی در دست نیست. اما نوشته‌اند چون به ساوه رسید سخت بیمار شد و از همراهان خواست وی را به قم برسانند.در این چند روزی که حضرت معصومه (س) در قم بود از فراق برادر می‌گریست و بسیار غمگین بود. سرانجام آن حضرت پس از ۱۷ یا ۱۶ روز از دنیا رفت. گویند که پیکر مطهرش را غرق در گل کردند. ***  

    «مطالعه بیشتر»
  • صحبت های لحظات آخر یکی از شهدای مدافع حرم تیپ فاطمیون

    یا حسین، یا حسین، یا حسین . . دقیقا مقابلمون، تکفیریهای لعنتی اند/ تعدادِ زخمی هامون رفته بالا/ دلمون گرمه به حضرت زینب / دو تا شهید دادیم، هشت تا زخمی، ولی دلمون گرمه که راه خوبی رو انتخاب کردیم/ شارژِ موبایلم تموم شده، دیگه زیاد نمیتونم صحبت کنم / چون مموری های گوشی ام رو برداشته بودم، حافظه ای برای ضبط فیلم ندارم . ( نفس عمیقی می کشد و ادامه می دهد ) : اگه ما رو بعد دیدید که هیچ، توفیق ازمون سلب شده/ یا حسین … اگرم ندیدید، ما رو حلال کنید، از ته دل حلال کنید/ خیلی بد کردیم ، خیلی / بندگی خدا رو نکردیم … ( هق هق گریه امانش نمی دهد ) .. (با بغضی در گلو به سختی می گوید) : ” خدایا بنده خوبی برات نبودم” … ( ادامه می دهد ) : شرایطِ سختیه / گریٓم نه از ترس بود/ از اینکه بندگی خدا رو نکردم بود. یا حسینِ زهرا … ( صدای تک تیر اندازها قطع نمی شود ، ادامه می دهد ): این خمپاره اخری، یکی از بچه ها، پای چپش قطع شد/ دستام الان پر خونه / موبایلم هم، همینطور/ الان پایِ قطع شدش، یه طرف، تنش یه طرف .. “یا حسین، یا حسین” … ( گویا یکی از نیروهایش اجازه عقب نشینی می خواهد ، فریاد می زند ) : نه نه ! عقب نشینی تو کار نیست، سنگر رو حفظ کن ! سنگر رو حفظ کن !!! ( در اخر، پشت بیسیم از هم رزمانش می خواهد اگر میتوانند کسی را بفرستند که برایشان اب ببرد، که پاسخ منفی است ! ). می گوید : یا علی ، کربلا، یا علی کربلا … . پ ن : فایل صوتی جانسوزی بدستم رسیده از  مدافع حرم،شهید مهدی صابری،فرمانده گروهان علی اکبر،  تیپ فاطمیون، دقایقی پیش

    «مطالعه بیشتر»