سخنی با حاج قاسم

ارسال شده در ۱۲ خرداد ۱۳۹۲ توسط حسین قدیانی

«همت جهادی» چاره ساز است…

«در سوگ حاج احمد»

سردار! سردار اعلای ایستادگی! نماد رعنا و بی بدیل مقاومت! علامه شهادت! استاد بصیرت! فرمانده فراتر از سیاست! مظهر صداقت! جانباز ۱۰۰ درصد! رسما شهید! اسما شهید! ای که با «تدبیر خودی» مچ ژنرال پترائوس را برای همیشه خواباندی! و با «تقدیر خدایی» بی نشان کردی سومین ضلع مثلث را! سردار فاتح! بر فرض، رای شما، مخالف رای ما بود؛ به خدا سوگند، ذره ای از ارادت ما به شما عمار ولایت کم نمی شد. ما فرق داریم با باندهای بدصدای سیاست. ما نیز مثل شما، فقط در بیعت رهبریم، نه این و آن، که هفته ای یک اصلح عوض می کنند! سردار سپاه قدس! سالار عاشورایی! ولله اگر همین فردا اعلام کنند که رای شما به یک نامزد دیگر است، سلیقه تان را محترم می شمریم، اما همچنان «ابرمرد بارها به شهادت رسیده» خطابت می کنیم… سردار! ما فرق داریم با دیگرانی که از «جبهه حاج قاسم ها و حاج احمدها» کاریکاتور کشیده اند. ما فرق داریم با سیاست ورزان متناقض. ما می فهمیم داغ فراق را… شانه های لرزان را… اشک های روان را… سردار! گیرم رای تو، یکی دیگر… باز هم دست شهید تو بوسیدنی است… ما را «خط سرخ ولایت» تربیت کرده. فرق می کنیم با این جماعت که «ساکتین عشق» اند و برای شان، همه چیز ملاک است، الا شهدای حی و حاضر «سه راه شهادت». گفت: «دیشب از چشمم بسیجی می‌چکید، از تمام شب «دوعیجی» می‌چکید؛ باز باران شهیدان بود و من، باز شبهای «مریوان» بود و من؛ دستهایم باز تا آهنج رفت، تا غروب «کربلای پنج» رفت».

+

1 دیدگاه به ثبت رسیده است رفتن به دیدگاه

  1. محمدرضا /

    سالارمی ،عینی و روحی و قلبی ،

دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: