شعری در وصف حاج قاسم سلیمانی

درودی بر آن قاسم قهرمان
سر پهلوانان و آزادگان

دلیر و جوانمرد و گرد سپاه
سپهدار نام آور رزمگاه

خرد یافته مرد یزدان شناس
از او جمله اهریمنان در هراس

همان کو بر او داستانها زنند
برآورده نام ورا بشکرند

ننالد ز بخت بد و سال سخت
ورا باد شادان دل و نیک بخت

همیشه دل از رنج پرداخته
به فرمان ایزد سرافراخته

همه شهر با او بدین یاورند
جز آن کس که بد دین و بد گوهرند

بپیچاند آن را که بیشی کند
و گرچند بیشی ز پیشی کند

ببخشاید آن را که دارد خرد
ز اندازهٔ روز بر نگذرد

همه رزم و بزم است و رای و سخن
گذشته بسی روزگار کهن

نترسم که روزش سرآید همی
گر اختر به خواب اندرآید همی

دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: