سرداران گمنام ۴۱۰+عکس

عدد ۴۱۰ در میان رزمندگان کرمانی، جایگاه خاصی دارد، این عدد شناسه گردانی از دلاورانِ کارگرزاده کرمانی بود که در طول دفاع مقدس، حماسه‌هایی شگرف در نبردهای آبی-خاکی آفریدند.

برای دیدن تصویر بزرگتر روی تصویر کلیک نمایید

 

به گزارش گروه سیاسی پایگاه خبری شهدای ایران؛ به نقل از سایت مشرق، عدد ۴۱۰ در میان رزمندگان کرمانی، جایگاه خاصی دارد. این عدد، شناسه ی گردانی از دلاورانِ کارگرزاده ی کرمانی بود که در طول دفاع مقدس، حماسه هایی شگرف در نبردهای آبی-خاکی آفریدند. آن چه پیش رو دارید، برش هایی است از مردانِ مردِ گردان ۴۱۰٫ روحمان با یادشان شاد

تیپ ۴۱ ثارالله که تبدیل به لشکر شد، گردانهای این لشکر فاقد کد شناسایی بودند و به نام شناخته می شدند مثلا گردان امام حسین(ع) یا گردان حضرت رسول(ص) که بعدها نامدارترین گردان این لشکر شد.

اواخر آبان سال ۶۲ و بعد از عملیات والفجر ۴ بود که فرمانده لشکر یعنی حاج قاسم سلیمانی در یکی از جلسات با فرماندهان تیپ ها و گردانها و سایر مسئولین در قرارگاه لشکر واقع در شهرستان کامیاران تصمیم گرفتند همزمان با سایر یگانهای رزم سپاه، گردان های لشکر ثارالله را هم کدگذاری کنند.

در جلسه ای که حجت الاسلام شوشتری امام جمعه وقت زرند و فرماندهان و مسئولین لشکر هم در آن حضور داشتند، کدهای مورد نظر توسط حاج قاسم جهت تبرک و تیمن میان صفحات قرآن مجید گذاشته شد.

پس از تفال به قرآن، فرماندهی کد ۴۱۰ «گردان حضرت رسول (ص)» به رضا عباس زاده رسید اما طولی نکشید که رضا در عملیات خیبر به شهادت رسید.

 

وداع حاج قاسم سلیمانی با سردار شهید رضا عباس زاده

یکی از بچه‌های لشکر درباره شهید رضا عباس‌زاده می گوید:

ما جزو کم‌سن‌وسال‌ترین نیروهای گردان بودیم. شب عملیات هرچه التماس کردیم که با رفتن‌مان به عملیات موافقت کند، قبول نمی‌کرد. می‌دانستم اگر با رفتن دیگران هم موافقت کند، به من اجاره نمی‌دهد که بروم. من تنها فرزند خانواده بودم و رضا که هم‌شهری‌ام بود، این را می‌دانست.

آخر شب که بچّه‌ها باهم وداع می‌کردند، گفت: «بچّه‌های هم‌محلی! امشب بیایید توی چادرِ من تا باهم وداع کنیم. امشب، شب آخرِ من است، می‌روم و شهید می‌شوم؛ خیال همه‌تان از این بابت جمع باشد.»

همه رفتیم توی چادرش. به غذای کمی که مانده بود، اشاره کرد و گفت: «بیایید باهم بخوریم.»

همه نشستیم و مشغول غذا خوردن شدیم. به اصرار رضا، با دست غذا خوردیم. با پوتین، سرِ سفره نشسته بود. یکی از بچه‌ها پرسید: «برادر عباس‌زاده! چرا پوتین پوشیده‌اید؟»

خندید و گفت: «وقتی بچه‌دبستانی بودم، پدرم یک جفت چکمه‌ی کوچک برایم خرید. من آن‌ها را پوشیدم و خوابیدم. تا صبح خوش‌حال بودم که فردا می‌خواهم با چکمه‌ی نو به مدرسه بروم. حالا هم این پوتین‌ها را پوشیده‌ام؛ چون می‌خواهم بروم منطقه‌ی عملیاتی و شهید بشوم.»

آن شب برایمان حرف زد و وداع کرد. دست‌آخر هم پوتین‌هایش را درنیاورد و با همان پوتین‌های نو، رفت برای علمیات؛ برای شهادت…

پس از رضا، حاج احمد امینی و پس از شهادت حاج احمد در عملیات والفجر ۸، حاج علی عابدینی هدایت گردان ۴۱۰ را به دست گرفت.

حاج علی که اصالتا بچه گیلان بود، در جنگ، با بچه های کرمان بر خورد و مدتی بعد شد فرمانده نامدارترین گردان لشکر کرمانی ها یعنی گردان ۴۱۰ غواص. حاج علی سرانجام در روز چهارشنبه ۱۸ دی سال ۱۳۶۵ در شلمچه به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

 

 

از راست: شهید علی عابدینی، شهید مهدی عرب نژاد و شهید محمد قنبری

 

 

از راست: شهید حاج علی محمدی پور، حاج قاسم سلیمانی و شهید علی عابدینی

 

 

سرداران شهید حاج احمد امینی و حاج علی عابدینی

پرسنل گردان ۴۱۰ به عنوان گردان خط شکن، چنان خودی در عملیاتها نشان دادند که حاج قاسم سلیمانی در مورد این گردان گفته است:

«گردان ۴۱۰ یک ستاره درخشان در لشکر ۴۱ ثارالله بود. ستاره زهره ای بود که همه نور آن را می دیدند. دلیل برجستگی این (گردان) یکی فرماندهان آن بودند و دیگری بچه هایی که آنجا تجمع کرده بودند که عصاره به تمام معنای فضیلت های مختلف بود. وقتی وارد گردان می شدیم نمی توانستیم تصور کنیم که اینجا حوزه علمیه است، یا نشانه های کوچکی از صدر اسلام است یا فضای کعبه است که تعدادی مشغول طواف ذکر و دعا هستند…»

+

1 دیدگاه به ثبت رسیده است رفتن به دیدگاه

  1. 09121354517 /

    یادش گرامی

دیدگاه خود را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: