عکس حاج قاسم در شب عملیات والفجر هشت

سَــردار قآســمـ سُلیــمآنی
در شب عملیات والفجر ۸

والهشت فجر

3 دیدگاه به ثبت رسیده است رفتن به دیدگاه

  1. رضا /

    به قرآن که این مرد ایرانیه . کجایند این شیوخ بی غیرت عرب که ببینن کوروش زادگان ایرانی بدون اینکه قصد کشور گشایی داشته باشن دل دنیا رو به لرزه انداختن . وای به روزی که مولایمان سید علی امر به جهاد بدهند . بخدا که در هیچ کجای دنیا سوراخ موش نمیتونن پیدا کنن ……… هیهات

  2. شیدا /

    می خواهم کمی بروم آن سویِ دنیا
    آنجا که آسمان,
    پنجره بیشتر دارد و
    خدا هم
    .
    دیدی بهتر……….

    و چشـــمان متبــرکت…..
    که با زائــرش حرف میـــزند ….
    همانی که تمام خیال من است…
    اسطوره شهامت…………..

  3. علیرضا غفوریان /

    سلام عزیزم. میدانم که مرا نمی شناسی. ولی جانباز بازمانده ای از خیل رزمندگان والفجر ۸ در فاو و جمعی جهاد مازندران از لشکر ۲۵ در رکاب شما بزرگواران بودم. بعد از آن مدتی بر روی صندلی چرخدار زمینگیر شدم و از ادامه همراهی یاران بازماندم. از زندگی سیر شدم، طاقت ماندن ندارم. اخیرا چند سالی است که از همه مناصب دنیوی خود را خلاص کردم. آرزوی شهادت و وصال یاران که مستجاب نمیشود. اندک جانی مانده، دوست دارم در رکاب بزرگانی چون شما بخت خود را بیازمایم، شاید خداوند به حرمت سربازانی چون شما رحمت خود را از من دریغ نکند و به مقصود برساند. جان حضرت امام و به روح شهدایی که همرزم ما و شما بودند، قسمت میدهم ، دستم را بگیر و هر جا میتوانی ببر، پای دویدن ندارم ولی دست و چشم و فکرم سالم است. رعایت میکنم اگر دمی دوباره در هوای آنروزها قرارم دهی و سینه شیمیایی ام را با عطر خوش جهاد معطر سازی. ادعایی ندارم. کفش رزمندگان را واکس میزنم، آشپزی بلدم، رانندگی، دیدبانی و مهندسی رزمی و پشتیبانی را خوب میدانم. نگذارید غریبانه و روی تخت بیمارستان یا منزل به دیدار معشوق بروم. آنچنان باید رفت که معشوق را خوش اید. هل من ناصرا ینصرنی؟؟؟

دیدگاه خود را بنویسید

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.