• آب خوردن مردم به «ســـــــ بر حسین ـــــــلام» بستگی دارد، نه تحریم

    وطن امروز ۲۰ خرداد ۱۳۹۴ حسین قدیانی: آهای قاسم سلیمانی! می‌بخشید که دارم با این لحن، شما را خطاب می‌کنم. سخنی دارم با شما. صریح و رک! ۸ سال جنگ تحمیلی، جان شیرین خود را به بازی گرفتید بس نبود که باز هم مشغول جنگ هستید؟! آن هم با لعین داعشی که در قساوت، الگو از شمر و حرمله گرفته‌اند؟! آن هم کیلومترها جلوتر از شلمچه و طلائیه و مجنون؟! آن هم در خاک کشور همسایه؟!

    «مطالعه بیشتر»
  • حکایت اسطوره ای که به یک الگو تبدیل شد.

    یک اتفاق ساده که حدود چند وقت پیش رخ داد شاید بتواند بیانگر ارتباط حاج عماد با ایران باشد . در جریان اجلاس جهانی جوانان و بیداری اسلامی که در تهران برگزار شد ، مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای در پیان اجلاس ، میزبان جوانان بودند که در این جلسه ، مقام های بلند پایه ای هم حضور یافتند یکی از آنان ، سر لشکر قاسم سلیمانی فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود . لحظه ورود با هیبت او همه به وجد آمده و کل حسینیه به لرزه در آمد . در این میان یکی از مسئولان ایرانی از جای برخاست و فریاد زد: این عماد مغنیه ایران است… جمله ای کوتاه که حکایتها در آن نهفته است . حکایت اسطوره ای که به یک الگو تبدیل شد.

    «مطالعه بیشتر»
  • اعلام نفرت من از اسرائیل و آمریکا کودک کش

    کودک کش

    بسم رب الجبار… دوستان مجاهد سایبریمون با تلاش بسیار،سایتی رو راه اندازی کردند که علاوه بر مرور و بازبینی جنایات اسرائیل و آمریکا،این امکان رو داره که هر شخص با شماره موبایل یا ایمیل خود،نفرت خودش رو اعلام کنه و هدفش اینه که نذاره با گذشت زمان،جنایات این دو کشور از یاد بره.این سایت هدفش یه حرکت کشوری هست. لطفا مبلغ این حرکت باشید.بسم الله… www.nefrat.org

    «مطالعه بیشتر»
  • روزنامه دبکا چاپ رژیم صهیونیستی

    «مطالعه بیشتر»
  • “همه ما قاسم سلیمانی هستیم”

    یاعزیز منبع

    «مطالعه بیشتر»
  • روایت قاسم سلیمانی از عملیاتی که جوی خون جاری شد

    یا عزیز به گزارش سرویس جام مقاومت به نقل از فارس؛ سردار حاج قاسم سلیمانی عملیات «کربلای ۴» و نقش فرماندهان و رزمندگان در این عملیات را این چنین روایت می‌کند: در عملیات «کربلای ۴» لحظه قبل از شروع عملیات، این عملیات لو رفت و دشمن شروع کرد به ریختن آتش در ساحل ما. تعداد زیادی از لشکرها در ساحل کم عرض رودخانه اروند بین نهر خیِّن و نهر عَرَیض وارد ساحل می‌شدند، عرض رودخانه هم ۴۰۰ متر بود، در لابلای چولان‌ها و نی‌های کوتاه نشسته بودند و کفش‌های غواصی را پای خودشان می‌کردند، انفجار عظیمی رخ داد، دشمن همه آتش را در این ساحل باز کرد؛ هواپیماها منور ریختند و منطقه مثل روز روشن شد. لب خاکریز نشسته بودم، نگاه کردم، فرمانده گردان چشمش را به چشم من دوخت، او با این نگاهش می‌خواست از من تکلیف کند که چه کار کنم؟ جوی خون از چولان‌ها به سمت رودخانه جاری شده بود؛ حداقل ۱۰ ـ ۱۵ نفر از بچه‌ها در نقطه‌ای که بودیم، شهید شدند؛ وقتی که گردان ۳۰۰ نفره از ابتدای پل دریاچه ماهی به طرف انتها می‌آمد، به ۲۰۰ نفر می‌رسید؛ آنها مجروح یا شهید می‌شدند و اطراف پل می‌ریختند. فرمانده ایستاده می‌آمد، وقتی گفتم برو، سؤال نکرد؛ بچه‌ها با ندای «یا زهرا(س)» و «یا حسین (ع)» می‌رفتند. عراقی‌ها مثل صیادهایی که مرغابی صید می‌کنند، لب ساحل ایستاده بودند و ساحل را شکستند. علی رغم اینکه برخی می‌گویند عملیات «کربلای ۴» ناموفق بود، به نظرم عملیاتی موفقیت‌آمیز بود به دلیل فرماندهی در جنگ بود. منبع

    «مطالعه بیشتر»
  • اظهار نظر مقتدا صدر درباره ی قاسم سلیمانی

    یا عزیز بخشی از مصاحبه ی مقتدا صدر: – شما از قاسم سلیمانی ارزیابی خاصی دارید. گفته می شود او مرد نیرومند ایران در عراق است؟ * بله این طور است. اما نقطه مهم تر در شخصیت او این است که ابتکار عمل دارد. یعنی نسبت به دولت و مذهبش ابتکار عمل دارد و حاضر است خود را فدای این ها کند. من بارها گفته ام که اگر ما در عراق چنین افرادی داشتیم می توانستیم عراق را هم مثل آنها که ایران را به لحاظ سیاسی و حکومتی ساختند، بسازیم. منبع

    «مطالعه بیشتر»
  • چرا قاسم سلیمانی خطرناک ترین مرد سال از نگاه آمریکاست؟

    یا عزیز اولین بیوگرافی مفصل سردار سلیمانی/ یاران عصر ظهور نهضت روح الله چرا قاسم سلیمانی خطرناک ترین مرد سال از نگاه آمریکاست؟ اشاره: هر قدر او آرام و بی‌سر و صدا می‌رود و می‌آید و کار‌هایش را انجام می‌دهد، بیرون از مرزهای جمهوری اسلامی در مورد او، خیلی خبر‌ها هست. آن‌ها از او و سپاه تحت امرش می‌ترسند و همین ترس سرآغاز خبرهای بعدی است، آن‌ها او را تروریست می‌خوانند، بار‌ها و بار‌ها تحریمش می‌کنند، به او اتهام دخالت در امور سایر کشور‌ها را می‌زنند، او را فردی بسیار قدرتمند در عرصه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در خاورمیانه توصیف می‌کنند، او را متهم پرونده ترور رفیق حریری می‌دانند و سرانجام آنکه، آن‌ها در کنگره امریکا، صریحاً و رسماً پیشنهاد ترور او را می‌دهند! شاید این همه تعارضات رفتاری و گفتاری برای قاسم سلیمانی تعجبی هم نداشته باشد. و این البته همه آن چیزی نیست که در مورد او گفته می‌شود. روزنامه انگلیسی گاردین در مورد قاسم سلیمانی می‌نویسد: «حتی کسانی که سلیمانی را دوست ندارند، او را فردی با هوش می‌دانند. بسیاری از مقامات امریکا که این چند ساله را صرف متوقف کردن سلیمانی کرده‌اند، می‌گویند مایل هستند او را ببینند و معتقدند که مبهوت کارهای او شده‌اند». شاید از سر همین بهت است که یکی از مقامات بلندپایه ارتش امریکا عاجزانه می‌گوید: «من اگر او را ببینم، خیلی ساده از او خواهم پرسید که از ما چه می‌خواهد؟» از رابرد تا بغداد سردار سلیمانی متولد اسفند ۱۳۳۶است. روستای کوهستانی و دورافتاده رابُرد در استان کرمان در جنوب شرقی ایران زادگاه اوست که ساختاری طایفه‌ای دارد. شاید همین ویژگی و شناخت یگانه او یکی از دلایل اصلی انتخابش برای فرماندهی نیروی قدس بوده است.وی در ۱۲سالگی، پس از پایان تحصیـلات دوره پنج ساله دبستان، روستای رابُرد را ترک کرد و مشغول به کار بنایی در کرمان شد و به

    «مطالعه بیشتر»
  • چه کسی حاج قاسم سلیمانی را از اسارت یا شهادت حتمی نجات داد

    یا عزیز اَیُ شَی لَونُکَ…۲۱ دی ۱۳۶۵ ـ حاج قاسم سلیمانی،آتش عراقی ها بی سابقه هس،متر به متر خاکریز رو می زنن و با تانک دارن پیش می آن. ظهر روز سوم عملیات کربلای ۵،حسین تاجیک فرمانده ی گردان از خط دفاعی نهر جاسم، از پشت بی سیم از من کمک می خواست.گفتم: مقاومت کن و گرنه بچه های تیپ المهدی و الغدیر قیچی می شن! یه فکری می کنم… از داخل مقر تاکتیکی لشکر ۴۱ ثارالله که فاصله ی زیادی با خط نداشت با قرارگاه خاتم الاَنبیاء تماس گرفتم. ـ قاسم سلیمانی هسم…گردانم تو نهر جاسم آتیش پشتیبانی لازم داره.. ـ شنیدم. حاج قاسم، نهر جاسم باید حفظ بشه! عقب بکشید دو جناح شما قیچی می شن! ـ من خودم می رم جلو…ببینم چیکار می تونم بکنم.شما آتیش رو دریغ نکنید! به عنوان فرمانده ی لشکر ۴۱ ثارالله دلم آرام نگرفت که منتظر بچه های خط شکن باشم.صدای بی سیم چی زدم: موتور و بی سیم رو بردار تا بریم جلو! پشت سر بی سیم چی با موتور اریل به سمت نهر جاسم رفتم.روی جاده به قدری جنازه ی عراقی افتاده بود که با همه ی تلاشی که بی سیم چی می کرد از بین آنها عبور کند؛اما روی آنها می رفت و کنترل موتور از دستش خارج می شد. ـ مواظب باش پسر! آتش توپخانه و خمپاره به قدری زیاد بود که ابر غلیظی از دود و خاک همه جا را گرفته بود و آدم فکر می کرد آسمان را ابر تیره گرفته.به نهر جاسم رسیدم و سراغ فرمانده ی گردانم حسین تاجیک را گرفتم. ـ سمت چپ خاکریز، سی، چهل متری دورتر! تا مسافت چهل متری را طی کردم از شدت آتش دشمن، سی دقیقه طول کشید.دشمن با توپخانه مدرن اتریشی متر، متر زمین را می کوبید! خودم را به رسول تاجیک رساندم.صورت سرخ و سفیدش از

    «مطالعه بیشتر»