جز دفعه‌ی آخر و روزی که برای حضور در عملیات آخر می‌رفت، پس از نماز صبح آمد با من خداحافظی و وداع کرد. مشخص بود که خداحافظی‌اش مقداری متفاوت است. معمولا خیلی عادی خداحافظی می‌کرد و می‌رفت. اما آن روز وداع کرد. البته چیز خاصی نگفت و گفت "دارم می‌روم سر کار و خیلی گذرا گفت عملیاتی هم هست که شاید اجازه دهند در آن حضور داشته باشم‌من هم گفتم "موفق باشی و خدا به همراهت.شاید این تنها دفعه‌ای بود که به جزئیات کارش اشاره کرداما اکثرا من نمی‌دانستم کجا کار می‌کند و چه کار می‌کند

جز دفعه‌ی آخر و روزی که برای حضور در عملیات آخر می‌رفت، پس از نماز صبح آمد با من خداحافظی و وداع کرد. مشخص بود که خداحافظی‌اش مقداری متفاوت است. معمولا خیلی عادی خداحافظی می‌کرد و می‌رفت. اما آن روز وداع کرد. البته چیز خاصی نگفت و گفت "دارم می‌روم سر کار و خیلی گذرا گفت عملیاتی هم هست که شاید اجازه دهند در آن حضور داشته باشم‌من هم گفتم "موفق باشی و خدا به همراهت.شاید این تنها دفعه‌ای بود که به جزئیات کارش اشاره کرداما اکثرا من نمی‌دانستم کجا کار می‌کند و چه کار می‌کند
هادی هویت واقعی‌اش را پنهان می‌کرد یعنی وقتی مثلا به دوره‌ی آموزشی‌ای می‌رفت که در آن ۵۰ یا ۱۰۰ جوان حضور داشتند، آن‌ها نمی‌دانستند که این فلانی فرزند فلانی است

#سیـدهـادی‌از‌زبـان‌پـدر
#مـردی‌که‌نمی‌شکند  

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

This site uses Akismet to reduce spam. Learn how your comment data is processed.